ایران امروز
  
 با دوستان مروت   با دشمنان مدارا
 
تیر 1386
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
 
بایگانی نوشته ها
دسته بندی یادداشت ها

بدنسازی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 29 تیر ماه سال 1386
بله!

با عرض سلام

دوستان محترم و عزیز و گرامی ، لطف کنند و آدرس وبلاگ را در جعبه لینک خود عوض کنید. این وبلاگ فیلتر شده است. با تشکر فراوان از تمامی دوستان عزیز.

وبلاگ جدید : Www.Siyasat.Blogsky.Com


 
یکشنبه 9 اردیبهشت ماه سال 1386
مرگ وبلاگ خودم!

نوبت به ما رسید و وبلاگ بدبخت ما هم به حلقه مجروحان فیلتر پیوست ، حیاط خلوت را نابود کردند! من از این به بعد اینجا(ایران امروز!) می نویسم. باز هم ایران امروز - ما می مانیم.

از دوستان قدیم هم خواهش می کنم آدرس وبلاگ را عوض کنند.

‌SiِِYasat.Blogsky.Com


 
جمعه 7 اردیبهشت ماه سال 1386
شیخ اصلاحات...

اگر قبول داشته باشیم چیزی و یا چیزکی از اصلاحات در ایران مانده است می توان مهدی کروبی را شیخ اصلاحات ایران نام نهاد - البته به تعبیری!

برعکس عهده ای از نیروهای مصلح-حکومتی ایران که در حال هوا خوری هستند و یا در میان کتاب های اکثر ترجمه شده  بدنبال جواب سوالات خود می باشند شیخ مهدی همیشه فعال است.

هر چند عده ای تشکیل یک حزب  از سوی وی را عملی اشتباه خواندند ولی از این منظر که وی همیشه فعال است و در حال انجام دادن کاری و یا مذاکرات پشت پرده می باشد کارهای وی را بغییر از شکل گیری یک حزب با قدرت مالی وابسته به حکومت می پذیرند.

در خبرها از قول حاج مهدی آمده بود:اگر همه همچون سرحدی‌‏زاده حرکت می‌‏کردند‌‏, حرمت‌‏ها را نگه می‌‏داشتند و جهت‌‏ها را رعایت می‌‏کردند، امروز میدان را به بی‌‏ریشه‌‏ها نمی‌‏دادیم و کارمان به اینجا نمی‌‏رسید که بگوییم خدا دارد بازخواست‌‏مان می‌‏کند.

این نوع نگاه کردن به مسائل زمانهای نه چندان دور و دراز هم بوده است ، نوع گفتار مانند بیانات پیرزنی می ماند که از دست بچه هایش عذاب کشیده و حال در میان جمعی چنین می گوید. این حرفها نشانه چیست؟ حاج مهدی کروبی در این میان و بعد از انتخابات ریاست جمهوری نقش شما و نیروهای وابسته به شما چقدر بوده است؟ چرا تا بحال از دست این بی ریشه ها سخنی از دوستان شما شنیده نشده است؟ آقای کروبی کی مقصر است؟ حتما آنهایی که دوران شیخوخیت را و خان بودن را تمام یافته عنوان می کردند و دیگران بر آن امر پای می فشردند؟

حاج مهدی خان گل و گلاب با تمام صداقتی که در کلام شما نهفته است و همگان به آن باور دارند چرا تا به حال درباره آسیب هایی که از چند تکه شدن نیروهای سیاسی در ایران بعد از هر انتخاباتی روی می دهد سخنی به میان نمی آوری؟ جایگاه شما و نیروهای وابسته به شما کجاست؟


 
پنجشنبه 6 اردیبهشت ماه سال 1386
یک فیلم ؛ یک نظر

چند روز قبل بعد از کلی فیلم دیدن سرانجام رسیدم به دیدن فیلم "یک تکه نان" ساخته کمال تبریزی. کارگردانی که با ساخت فیلم "لیلی با من است" و "مارمولک" غوغایی براه انداخته بود – و در این فیلم نیز موضوعی را مطرح می کند که در ظاهر با فیلم قبلی خود "مارمولک" فاصله زیادی دارد ؛‌ اما در میان هر دو فیلم می توان نشانه های باورمندی به مذهب و تاثیر آن را بر روی انسان ها لمس کرد با این تفاوت که در فیلم مارمولک یکی در نقش رضا مارمولک بر اثر گفتار و حرف زدن سالم می شود و در اینجا و فیلم یک تکه نان سکوت یکی نشانه ای است برای نگاه فرازمینی سرباز به جهان و اطراف خود.

فیلم یک تکه نان را می توان از زاویه دینی نگاه کرد. نگاهی فرازمینی و متافیزیکی که انسان ها بر اساس آنچه نمی توانند بر زبان بیاورند و چیزی به عنوان ورای کلام را می بینند که همان "معجزه" است. نگاه کمال تبریزی نگاه یک کارگردان معتقد و باورمند به وجود خدا و معجزه است و نه فراتر از آن.

 آنچه در فیلم وجود داشت و مرا بارها و بارها به یادش انداخت بیت شعری بود که چند باری در هنگام دیدن فیلم خواندم: آنکه اسرار ازل آموختیم    مهر کردیم دهانش دوختیم.

در فیلم نقش سرباز و پیرمرد از همه جالبتر بود. خنده های مستانه پیرمرد نشان از باورمندی به اعتقادات خود داشت و حق بودن – خنده های او به کدامین انسان ها است؟ انسان ها خرد باور؟ چرا در فیلم تا این حد کارکردان شمشیری را بر سر عقل بلند کرده و خواهان زدن ریشه عقل است؟ این نوع نگاه چقدر در ترویج خرافات موثر است؟ هست و یا نیست؟


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 

شمارگان: 685223


عناوین آخرین یادداشت های وبلاگ

شناسنامه کامل من...
 
ایران امروز